ارمیا یعنی مردی که با یک تیر دو نشان می زند.
پس از مدتها

سلام پسر عزیزم

خیلی وقت میشد که برات مطلب نمیذاشتم.. عذر میخوام

الان هم که تصمیم گرفتم وبلاگت رو آپدیت کنم، اومدی نشستی و مدام میگی مامان با گوشیت کاری نداشته باش. پررویی دیگه، چه کارت کنمچشمک

مجبورم یک عکس بگذارم و برم.

Ermia

گل پسرم سلام،

به علت کمبود زمان فقط تونستم یه عکس ازت آپلود کنمنیشخندتازه اونم اینجوری:چشمک

ermia

راستی مامانی تا یادم نرفته بگم که اینروزا کلی برای مامانی آواز میخونی و بعضی جاهاشم روبمن می کنی و میگی بوگو، یعنی تو هم تکرار کنخنده قربونت برم من پسرکمبغل

ارمیا قلب مامان

ارمیا و برفبازی

ارمیا در حال خواب

نقاشی ارمیا در دو سالگی

نقاشی ارمیا در دو سالگی

بعد ارینکه خونه تکونیم تموم شد آقا ارمیا زحمت کشیدن و با خمیر دندون به کابینتها صفایی دادنخنده

در حال شیطنت با خمیر دندون

 

ermia at parking

at shoes store

ارمیا در حال امتحان کردن یک جفت دنپایی که به سلیقه خودش از توی سبد دنپایی ها برداشته. دورش بگردم جیگرم.

ermia on trying slippers mode

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 26 صفحه بعد