ارمیا کوچولو وارد می شود

ارمیا یعنی مردی که با یک تیر دو نشان می زند.

پس از مدتها

سلام پسر عزیزم خیلی وقت میشد که برات مطلب نمیذاشتم.. عذر میخوام الان هم که تصمیم گرفتم وبلاگت رو آپدیت کنم، اومدی نشستی و مدام میگی مامان با گوشیت کاری نداشته باش. پررویی دیگه، چه کارت کنم مجبورم یک عکس بگذارم و برم. ...
27 اسفند 1394

بدون عنوان

گل پسرم سلام، به علت کمبود زمان فقط تونستم یه عکس ازت آپلود کنم تازه اونم اینجوری: راستی مامانی تا یادم نرفته بگم که اینروزا کلی برای مامانی آواز میخونی و بعضی جاهاشم روبمن می کنی و میگی بوگو، یعنی تو هم تکرار کن  قربونت برم من پسرکم ...
23 فروردين 1393

پایان 17 ماهگی ارمیا

سلام پسر عزیزم مامانی این روزا خیلی خیلی سرش شلوغه و نمیتو نه وبلاگت رو آپدیت کنه. رستش عزیزم خیلی بدت میاد وقتیمیشینم پای پ تاپ. دوست داری همش کنار توباشم و به تو توجه کنم. منم بهناچار فط ایمیلای کاریم رو جواب میدم و زود از لپتاپ فاصله میگیرم. کشتی ما رو نی نی. کلماتی که میتونی بگی: ممونم، آبا، بابا، ماما، عیی(یعنی علی)، دایی، جین جین(یعنی اونو بده)، نی(یعنی اینو بگیر)، ب(یعنی بله) ازت میپرسم بوست کنم؟ میگی: نه! غذامیخوری؟ میگی: نه! میگم تو خوشگل منی؟ میگی: نه! آخه نی نی، یه بار هم بگو بله. اینم از عکس آقا ارمیا بعد از بازی کردن باجاروبرقی. خوابش برده عزیزم   ...
22 اسفند 1391

آخرای 15 ماهگی ارمیا

با سلام ماه گذشته خیلی سرم شلوغ بود. هم ازاین جهت که برای 2 تا شرکت کار کردم  و هم اینکه ارمیا خیلی بیشتر از قبل از اینکه من پای لپتاپ کار میکنم بدش اومده. انقدر شرایط سخت و پرتنشی داشتم که مجبور شدم بابت سردردم که مزمن شده بود برم دکتر. وبا اجازتون قرص ضد افسردگی تجویز کرد.خیلی ممنون ارمیا در حال بازی توی حیاط: ای بابا! مگه توی سبد هم میشه رفت بچه؟!؟!؟ (البته این عکس قبل از اینکه موهای ارمیا کوتاه بشه گرفته شده) ارمیا در حال اصرار و غر غر  با اون دنپایی پوشیدنش. عوضی پوشیده دنپاییهاش رو. هه هه ...
9 بهمن 1391

عکسای 15 ماهگی

ارمیای نازم خیلی خیلی خیلی دوستت دارم. تو هم خیلی خیلی خیلی لوسی . اینم موموشک مامان که تازه از ددر اومده: (خودش شال و کلاه و کفشش رو در میاره تا میرسه خونه ) ارمیا سرماخورده و حسابی پوشوندمش تو خونه : چقدر کلاه بابابزرگ بهت میاد جوجو : پسرم جدیدا ترجیح میده بشینه روی میز : اینم پسر اسپورت مامن. عاشقتم هوارتاااااااااااااااا. ارمیا در حال تماشای تی وی:(ارمیا عاشقه تبلیغات در تی وی) : ...
7 دی 1391

ارمیا باهوشه

دیروز ارمیا خان دو بار من رو سورپرایز کرد: یکی اینکه ساعتای 10 صبح بود که داشتم گولش می زدم تا بقیه صبحانش رو بخوره، اونم گول خورده بود و داشت صبحانه می خورد، یهو موبایلم زنگ خورد، من اهمیت ندادم تا حواس ارمیا پرت نشه و صبحانش رو تموم کنه. موبایل بینوا همینجوری زنگ می خورد که یهو ارمیا پاشد و دستم رو گرفت و من رو به سمت موبایلم برد (یعنی گوشیت رو جواب بده مامان ) منم ناچارا جواب دادم و آقا ارمیا با خیال راحت برگشت رفت سر اسباب بازیش که بااون گولش زده بودم تا غذا بخوره، بازیش رو ادامه داد ولی غذا نخورد .  دومین سورپرایز وقتی بود که من داشتم تی وی تماشا می کردم و ارمیا هم برای خودش بازی می کرد که یهو زد زیر گریه و اشک ریزان اومد ب...
15 آذر 1391

عکس در سیزده ماه و نیمگی...

ارمیا ی نازنینم خیلی خیلی فعال و شلوغ شده، به طوریکه من تمام مدت بیداری ارمیا در حال جمع کردن ریخت و پاش گل پسرم هستم. حسابی لاغر شدم و وزنم از قبل از بارداریمم کمتر شده. چه شود . ارمیا وقتی با کسی کار داره، با هر فاصله ای از اون فرد، بهش خیره میشه و هی می گه: "هی هی هی" خیلی بامزس. دیروز که داشت با همین روش منو صدا می کرد نگاش کردم و خندیدم و گفتم نگو "هی" بگو "مامان" . خندید و بعد از چند دقیقه نگام کرد و گفت "مامان" الهی دورت بگردم مامانی. وقتی اسباب بازیش می افته زیر مبل و یا زیر کابینت، میاد و دستم میگیره و با کلی غر زدن من رو میبره اونجا و دستم رو میبره میزنه اونجایی که اسباب بازیش افتاده تا ورش دارم. الانم هزار بار تا ...
8 آذر 1391